خرید بک لینک
يادداشتي من باب نهج¬البلاغهسيدرضي –که جدش شفيع او باد- از آن بزرگهاي زمانش بود که آدم¬ها مي توانستند حتي از يکبار ديدنشان هم مسرور و مفتخر باشند. هنوز هم همين است. عالم بود، شاعر بود، اديب بود و مهم تر، فاضل بود. آدم فاضل، فهميده است، اهل دل است. مي داند چه کند و از پتانسيل ها چگونه بحق ترين استفاده را بکند و چطور موثر بيفتد. وقتي هم نهج¬البلاغه را مي نوشت، مي¬خواست چيزي بنويسد که «متضمّن شگفتي هاي بلاغت و نمونه هاي ارزنده ي فصاحت و جواهر سخنان عرب و نكات درخشان از سخنان ديني و دنيوي » باشد؛ چراادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا صادقی تاريخ: پنجشنبه 8 مرداد 1405 ساعت: 14:15

خسته ام. همه ی مسیر ها شلوغ هستند. عبور از بین آدم ها بسیار سخت است. زیرا که هر کس به هر سمتی که میخواهد برود، با بی توجه می گذرد و تو می مانی و خستگی و راه بسته...مرد روحانی بزرگواری جلوتر از من در حال حرکت است. هیچ کس راهش را سد نمی کند و همه به او احترام می گذارند. فکری از ذهنم می گذرد. پشت سرش راه می افتم و با سرعت او همراه می شوم. راست می رود، راست می روم؛ چپ می رود، چپ می روم. پایم را جای پایش می گذارم تا از راهش را گم نکنم و بین آن همه جمعیت حفظ شوم... راه به آن صعب العبوری را به راحتی وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا صادقی تاريخ: پنجشنبه 8 مرداد 1405 ساعت: 14:15

يادداشتي من باب نهج¬البلاغهسيدرضي که جدش شفيع او باد- از آن بزرگهاي زمانش بود که آدم¬ها مي توانستند حتي از يکبار ديدنشان هم مسرور و مفتخر باشند. هنوز هم همين است. عالم بود، شاعر بود، اديب بود و مهم تر، فاضل بود. آدم فاضل، فهميده است، اهل دل است. مي داند چه کند و از پتانسيل ها چگونه بحق ترين استفاده را بکند و چطور موثر بيفتد. وقتي هم نهج¬البلاغه را مي نوشت، مي¬خواست چيزي بنويسد که «متضمّن شگفتي هاي بلاغت و نمونه هاي ارزنده ي فصاحت و جواهر سخنان عرب و نكات درخشان از سخنان ديني و دنيوي » باشد؛ چرا که « اميرمؤمنان منشأ فصاحت و منبع بلاغت وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا صادقی تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 5:04

خسته ام. همه ي مسير ها شلوغ هستند. عبور از بين آدم ها بسيار سخت است. زيرا که هر کس به هر سمتي که ميخواهد برود، با بي توجه مي گذرد و تو مي ماني و خستگي و راه بسته...مرد روحاني بزرگواري جلوتر از من در حال حرکت است. هيچ کس راهش را سد نمي کند و همه به او احترام مي گذارند.فکري از ذهنم مي گذرد. پشت سرش راه مي افتم و با سرعت او همراه مي شوم. راست مي رود، راست مي روم؛ چپ مي رود، چپ مي روم. پايم را جاي پايش مي گذارم تا از راهش را گم نکنم و بين آن همه جمعيت حفظ شوم... راه به آن صعب العبوري را به راحتي و سريع طي مي کنم.اطاعت از او، مرا آسان تر، سريع تر و آسوده تر به مقصد رسند. گويادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویا صادقی تاريخ: دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 5:04

صفحه بندی